دیونه معشوق

しѺ√乇 ❤ یالان دونیا❤ しѺ√乇

به نام خدایی که لیلی و مجنون رو آفرید

 

سلام علیکم

داستانی در مورد پسر 22 ساله. پسری که عاشق زندگیست مهربان آرام هست عاشق دختری هست که دیدنش بدنش میلرزه چشاش پر اشک میشه انگار در وجود دختر زیبایی های دنیارو میبینه .

این پسر از کوچیکی دوست داشت فوتبالیست بشه ده سال فوتبال بازی کرد جونشو فدا می کرد برای فوتبال. وقتی به مسابقات میرفت پولی نداشت برای خودش لباس فوتبال بخره با کفش و پیراهن پاره بازی میکرد اون هم با جون اما افسوس بی پولی بدبختش کرد نتونست ادامه بده میرفت کارگری برای خودش و مادرش پول جمع میکرد پدر این پسر در 14 سالگی تنهاش گذاشت عمرشو به شما داد از همان روز زندگیش براش جهنم شد مجبور شد بیشتر کار کنه تا پول جمع کنه. خدا هیچکسو کارگر و تودست ارباب بد قسمت نکنه اربابها به سرش داد میزدن حتی چند بار کتکش زدن پولشو ندادن اما پسره دست به هیچ کس نمی زد سرشو پایین می انداخت به کارش فکر میکرد که از دست نده بی پول نشه . پسره نه گردشی داشت نه محبتی میدید ولی خودش خیلی با محبت بود دلش خیلی ضعیف بود شبها همیشه گریه میکرد نماز میخوند دعا میکرد که هیچ بنده ای مثل خودش نشه مثل خودش عذاب نکشه الان هم دعا میکنم هیچ بشری مثل من عذاب نکشه خوشبخت بشن .پسره درس میخوند شب روز کار میکرد که بعد یه ماه بی خوابی از هوش رفت به بیمارستان بردنش چند روز تو بیمارستان بستری شد خلاصه از مرگ برگشت . این پسره امیدشو از دست نداد دوباره در زندگی تلاش میکرد میکرد عرق میریخت. بعد چند سال بعد این پسره رفت دانشگاه هیچ دوستی نداشت نه پسر نه دختر تنهای تنها بود نمی تونست خوب بحرفه همش سرش پایین بود بعد تموم کاردانی به کارشناسی رفت که الان آخراشه ترمه تو کارشناسی در حین تدریس با یه دختره زیبا و خوشگل آشنا شد زندگیش عوض شد پسره همیشه شاد خندان هست امیدش به زندگی بیشتر شد چون هدفش رسیدن به عشقشه . این پسره تو دنیا هیچی از خدا نمی خواد نه پول نه ثروت.  فقط عشقشو میخواد که خوشبخت بشه کنارش باشه با هم کار کنن تو زندگی به هم دیگه اعتماد کنن به دیگران کمک کنن.یار همدیگه باشن. پسره به جز به این دختر به هیچ کس اعتماد نمیکنه و با هیچ دختری حرف نمیزنه . اگه این دختر تنهاش بزاره بره پسره از بین میره دلش مثل شیشه میشکنه خدایاااااااااااااااااااا هیچوقت منو از عشقم جدا نکن خداااااااااااااااااااا . اسم دختر و پسر هست زهرا و افشین.

دوست دارم زهرا خیلی دوست دارم خیلییییییییییییییییییییییییییی .

این گوشه ای از داستانه پسره بود ادامه دارد .................

 

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 10:35 ] [ ASMARE AFSHIN ]

[ ]

 

  عشق 

دهان شادم دوباره خواهان دیداری است

باگونه های بوسه خواه وخوشت

و می خواهم بازیگوشانه بفشارم

در انگشتانم ، انگشتان شکیلت را

ونگاهم را ازنگاه عطشانت بیا کنم

وسرم را فروپاشم در موهایت

واندام همیشه بیدارم را

به نوسان تنت سپارم و

از آتش تازه به تازه ی عشقت

به هزارگونه  نو سازم زیبایی ات را

تاهردو آرام وسپاسگزار

خوش وسرمست ، جایی فراز دردها ماوا کنیم

 

 

من گوزن ، تو آهو

تو پرنده ، من درخت

تو خورشید ، من برف

تو روز ، من دریا

از دهان خفته ام شب ها

می پرد به سوی تو ، پرنده ای زربال

صدایش زیر وپروبالش رنگین چترانه ی عشق را برای تو می خواند

ترانه ی مرا برای تو می خواند

 

 

توبر مدارت می چرخی

کانون حیات را می شناسی

تو وعشق خودت را

برای من چون جانی نیک می مانی

در ظلمتم

خبراز ستاره ی پنهان می دهی

باعشقت هسته ی شیرین حیات را

به یادم می آوری

 

[ سه شنبه یازدهم تیر 1392 ] [ 13:7 ] [ ASMARE AFSHIN ]

[ ]

اگه طاقت داری

بیا توادامه مطلب بخون


ادامه مطلب

[ دوشنبه دهم تیر 1392 ] [ 12:14 ] [ ASMARE AFSHIN ]

[ ]

انتظار زهرا

جون دادن تاسرحدمرگ

[ یکشنبه نهم تیر 1392 ] [ 19:43 ] [ ASMARE AFSHIN ]

[ ]

نمیخواستم دردامو بهت بگم چون خودت مشکل به اندازه ی کافی داری

خیلی دوسدارم خیلی خیلی مگه درخواست زیادیه که من تورو

میخام هیچی نمیخام فقط تورومیخام همین!

دلم تورومیخاد همین تورو تورو تورو

گاهی باهات میحرفم پشت خنده هام گریه س

نمیخام بدونی میخندم تابهت امید بدم که تلاش کنیم زندگیمونو بسازیم

دیونتم انگارمن مجنون شدم تولیلی

گاهی که میگی هیچکی منودرک نمیکنه حتی تو هزاربار خودمولعنت میکنم

چرا ناراحتت کردم چرا چراااااا

زهرا برات بمیره غماتونبینه ماهم،عسلم ،عشقم

وووووججججججووووددددمممم

ددددووووسسسستت ددااارررمممم

 

[ یکشنبه نهم تیر 1392 ] [ 19:18 ] [ ASMARE AFSHIN ]

[ ]

اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم


اولومی ، آیرلیقی ، حسرتی پشمان چکرم


اگر من صیاد اولام ، سن کیمین جیران اودونا


اوره گی پاره ادیب عشقیوه هیجران چکرم

 

 ..............................................................................................

گزلیم گزلریم رحم ایله اغلاتما منی


عشقیمین قدرینی بیل ، آیریسینا ساتما منی


من سن جان دمیشم باقریمی گان ایلمیشم

 

بو قریبانلرین محملین ساتما منی

 

 

[ یکشنبه هجدهم فروردین 1392 ] [ 18:18 ] [ ASMARE AFSHIN ]

[ ]

گوزلرین آچ بیر گئجه تا من گوروم میخانه نی


 

دونیانی ترک ایلییپ من دولدوروم پیمانه نی

 

بی وفا اولسا نیگاری بیر کسین بیچاره دیر


 

بولبولون حالین دوشونمز گول، دئمه افسانه نی

 


اوت توتار عشقین یولوندا جان ورر بیچاره شمع



اما عاشیق سویلیرهر کیم گوره پروانه نی

 


قانلی کونلوم گوزلییر یول تا سنه قوربان اولا


گل بو هیجراندان خراب ائتمه داها کاشانه نی



هر کونول الدن وره یارین او بیر ویرانه دیر


بیر نظریار ائلسه آباد ائدر ویرانه نی



گر منی چکسن دارا اولدورسن الدن توتمارام


اولدور نده اوپ محبتدن دل دیوانه نی



عاشیقه بیر گون دئدیم ترک ائله او یاری ، دئدی


بیلمیسن عشق آتشی له یاندیریپ غمخانه نی؟


 

هامینی ترک ائلرم هر کیمسه واردیر دونیادا


اما من ترک ائدمرم او ساقی دوردانه نی


توبه ائد ،سن محرم اول اوپ دیلبر جانانه نی


سونرا گل با هم "وفا" جاندان اولاخ قوربان اونا


آغلایاخ شاید اشیدسین گریه ی مستانه نی

[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 20:58 ] [ ASMARE AFSHIN ]

[ ]

 

آخه چطور دلم میاد چشماتو گریون ببینم

 

میرم ولی اینو بدون،چشم انتظارت میشینم

 

میرم ولی گریه نکن نزار از عشقت بمیرم

 

شاید تو اوج بی کسی با عکسات آروم بگیرم

 

میرم ولی بدون یکی خیلی تورو دوست داره

 

یکی که از دوری تو سر به بیابون میزاره

 

آتش عشق تو خاکستر کرد

 


با که گویم غم هجران تو را


 

هوس زلف پریشان تورا

 


عمر من در شرف پاییز است

 

 
من چو یک شاخه ي خشک


 

آخرین برگ بر این شاخه تویی


 

من بدان امیدم


 

که بهاری دگر از راه رسد


 

آخرین برگ مرا

 


باد پاییز نبرد


 

آه….وزش باد چه خوف انگیز است

 

 
چه کسی باور کرد

 


اشک جاری شده از دیده ي من

 

چشمه اش آن نفس گرم تو بود

 

تپش تند دلم

 


حاصل لمس تن نرم تو بود

 

چه کسی باور کرد

 


که من از عشق تو سرشار شدم

 

مانده بودم همه خواب

 


تا که با لمس تن گرم تو بیدار شدم

 


تو همه بود منی

 

تو در این کوره ره خلوت عمر

 


همه مقصود منی


 

چه کسی باورکرد

 

که تو معبود منی...

 

خدایا

 

ممنونم ازت بخاطر

 

داده ها ونداده هایت ...

 

خدایا میخام داد بزنم و بگم:

 

عاشقتم خدا

 

 

[ شنبه ششم خرداد 1391 ] [ 16:42 ] [ ASMARE AFSHIN ]

[ ]



مجله اينترنتي دانستني ها ، عکس عاشقانه جديد ، اس ام اس هاي عاشقانه